11718
  ۱۳۸۹/۱۲/۸
بررسی تلميحات در خمسه نظامی
بررسی تلميحات در خمسه نظامی
   
     بررسی تلميحات در خمسه نظامی                          
     ليلا دده­خانی                                
     کارشناسی ارشد زبان و ادبيات فارسی   
 چكيده
سرايندۀ شعر بزمی و خالق برترين منظومه­های غنايی در ادب فارسی است. نظامی در شعر پيرو سبک آذربايجانی است . سبکی که در آن توجه به بلاغت ، خصوصاً صور خيال و برخی آرايه­ها نظير تلميح و موازنه و جناس ، جايگاه خاصی دارد .
با بررسی تلميحات در خمسه­ی نظامی می­توان به تأثير عميق او از آيات ، احاديث ، وقايع تاريخی و مذهبی و آثاری چون شاهنامه­ی فردوسی و منظومه­های داستانی پی برد.
در اين پژوهش تلميحات در هر يک از منظومه­های نظامی به صورت جداگانه بررسی شده است. تا امکان مقايسه­ی اين آثار با يکديگر از لحاظ کاربرد تلميحات وتأثيرپذيری از آيات ، احاديث ، اساطير، شاهنامه و حوادث تاريخی با توجه به دوره­های زندگی نظامی فراهم آيد.
کليد واژه : نظامی گنجوی ، خمسه ، تلميح .                              
 
نظامی گنجوی
حکیم جمال­ا­لدین ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید نظامی گنجه­یی (گنجوی) از استادان بزرگ شعر فارسی است. سال تولد این شاعر معروف ایرانی قرن ششم را نزدیک به 530 دانسته­اند. در شهر گنجه به دنیا آمد نشو و نما یافت و در همان جا تحصیل نمود. همه عمر را در آن جا گذرانید و تنها یک بار سفر کوتاهی به دعوت قزل ارسلان به یکی از شهرهای نزدیک گنجه کرد و در مجلس آن پادشاه با نهایت اعزام و اکرام پذیرفته شد و نزدیک به سال 614 هـ .از دنیا رفت و در همان شهر یعنی گنجه مدفون شد.(زنجانی،1384: 1)
 در میان آثاری که ظاهراً از سال­های نخست عمر توجه او را جلب کرد به نظر می­آید شاهنامۀ فردوسی ، ویس­ورامین فخر گرگانی و کلیله و دمنۀ ( ظاهراً ) بهرامشاهی را باید نام برد. (زرین کوب ، 1380 : 20 )
از جمله شاعران معاصر او خاقانی ، عوفی ، ظهیر ، و جمال­الدین اصفهانی بودند که تنها با خاقانی ارتباط داشته و حتی در مرگ آن استاد مرثیه­ای نیز سروده است . (زنجانی، 1384 : 26)                                                                                                                                                                                
اشعار وی از تملق و چابلوسی به دور است . مانند غالب شعرا زندگی و عمر خود را صرف جستجوی ممدوح و رفتن از درباری به دربار دیگر نکرده است. با این حال به خاطر اشعاری که گه گاه ظاهراً به جهت تأمین فراغت و عزلت خویش ، ناچار می­شد برای بعضی از پادشاهان اطراف بفرستد ، هدایای با ارزشی برای او می­رسید. ( زرین کوب ، 1380 : 22 )
نظامی از شاعرانی است که بی­شک او را باید در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم این زبان دانست. وی از آن دسته سخن­گویانی است که مانند فردوسی و سعدی­ توانست با ایجاد یا تکمیل سبک و روش خاصی توفیق یابد. تنها شاعری که توانست تا پایان قرن ششم شعر تمثیلی را در زبان فارسی به حد اعلای خود برساند نظامی است. (صفا ، 1377 : 318 )
نظامی مثل شکسپیر است. در معیار جهانی قابل ملاحظه است زیرا عمر خود را در سرودن منظومه­های داستانی که در ایام کهن مثل رمان امروزی بوده سپری کرده است. نظامی گذشته از غنا به حماسه توجه داشت . علاوه بر توجه به کلام و عرفان او یک ایرانی ملی­گرا هم هست. (شمیسا ، 79 13 : 161 )
شاعران بسیاری از شعر او تقلید کرده­اند. این تقلید از قرن هفتم به بعد آغاز شد. از معروفترین این شاعران می­توان به امیر خسرو دهلوی ، جامی ، خواجو ، هاتفی ، وحشی ، عرفی ، آذر بیگدلی و... اشاره کرد. ( زرین کوب ، 1380 : 202 )
مثنوی اول پنج گنج ، مخزن­الاسرار است که شامل 2288 بیت است. این منظومه در حدود سال 570 هـ . ق. به نام فخرالدین بهرامشاه بن داوود ( متوفی 622 هـ . ق) سروده شده است. ( زنجانی ، 1384 : 26 )   
این مثنوی بیست مقاله است در موعظه و حکمت و متضمن اندیشه­های عرفانی و اخلاقی شاعر است و در هر مقاله یک داستان کوتاه می­آورد.( شمیسا، 1379 : 139)
مثنوی دوم خسرو و شیرین است با 6500 بیت در بحر هزج مسدس مقصور که در سال 576 سرودن آن به پایان رسیده است. و به طغرل بن ارسلان سلجوقی است. این مثنوی داستان عشق خسرو پرویز پادشاه ساسانی به شیرین شاهزادۀ ارمنی است که در کتاب­های گذشتگان مانند: المحاسن ، والاضداد ، غرراخبارملوک الفرس و شاهنامه فردوسی ... آورده شده ، اما این داستان تغییراتی یافته و بعد به دست نظامی رسیده است.(زنجانی ، 1384 : 27 )
مثنوی سوم منظومۀ لیلی ­و مجنون است که 4130 بیت است. سال 584 به نام شروانشاه جلال­الدین ابوالمظفر اخستان بن منوچهر سروده شده است. داستان عشق سوزناک و غم انگیز مجنون و لیلی است که از داستان­های قدیمی دوره جاهلیت تازی­ها بوده و نظامی در هنگام نظم آن تصرفاتی انجام داده است.(صفا ، 1377 : 316 )
مثنوی چهارم هفت پیکر یا هفت گنبد یا بهرامنامه است که بیش از پنج هزار بیت دارد. در سال 593 به نام سلطان علاءالدین کرپ­ارسلان آقسنقری حاکم مراغه سروده شده است. این داستان ، ماجرای بهرام گور ( بهرام پنجم 420 ـ438 میلادی ) با هفت دختر از پادشاهان هفت اقلیم است. بهرام هفت گنبد به هفت رنگ برای آنها می­سازد و هر یک از روزهای هفته به مهمانی یکی از آنها می­رود و هر یک از دختران داستانی می­سراید که از شاهکارهای نظم فارسی است. (زنجانی ، 1384 : 37 )
مثنوی پنجم اسکندرنامه است که شامل دو بخش است ؛ نخست شرف­نامه که نزدیک به 6800 بیت و دوم اقبال­نامه یا خردنامه که نزدیک به 3700 بیت است و جمعاً در حدود 10500 بیت دارد و هر دو قسمت به نام نصرةالدين بن محمد ایلدگز سروده است. ( همان ، 28 )
شرف­نامه حاوی داستان اسکندر از ولادت تا فتح ممالک و برگشت به روم است. که در این داستان اسکندر به صورت فاتحی بزرگ به نمایش درآمده است .
فصل دوم یعنی اقبال نامه در حقیقت دنبالۀ کتاب شرف­نامه است. نظامی اسکندر را عالم و حکیم و پیامبر معرفی کرده و از مجالس او با حکمای بزرگ یاد می­کند. نظامی در شرف­نامه از فردوسی نام برده واو را دانای طوس نامیده­است.او این داستان را نیز به قصد پیروی از داستان اسکندر در شاهنامه نوشته است ، اگر چه با همه مهارت و چیره دستی نتوانسته با آن شاعر نام آور برابری کند.(همان ، 48 ) 
 
تلمیحات در خمسۀ نظامی
نظامی از برجسته ترین شاعران سبک آذربایجانی است. آشنایی عمیق وی با فرهنگ اسلامی که تحت تأثیر جامعۀ دینی آن روزگار و موقعیت ویژه شهر گنجه بود آثار وی را سرشار از اشارات مختلف کرده است. از این رو تلمیحات در شعر او جایگاه خاصی دارد. تلمیحات خمسه شامل اشاره به آیات و قصص قرآنی ، احادیث ، داستان های پیامبران ، حوادث تاریخی ، داستانی و اساطیر و شخصیت های شاهنامه می­شود. که به اختصار در مورد هرکدام توضیحی داده می­شود.
 
آیات و مضامین قرآنی
در میان پنج گنج نظامی ، بیشترین استفاده از آیات و مضامین قرآنی در مخزن­الاسرار دیده می­شود. مانند:
كيست درين دستـگه دير پاي               كو لمن الملك زند جز خدای(ب 15، ص 157)
لِمَن المُلكَ اليَومُ اللهُ الواحِدُ القَهار (سوره 40، آيه 16)
«در آن روز سلطنت عالم با كيست ؟ با خداي قاهر منتقم يكتاست»
خواجه مساح و مسيحش غلام           آنت بشير اينت مبشر به نام (ب 125، ص 173)
بشير ظاهراً اشاره است به «اِنا اَرسَلناكَ بِالحَقِ بَشيرَاً وَ نَذيراً»
«اي پيغمبر ما تو را به حق فرستاديم كه مردم را به سعادت بهشت مژده دهي و از عذاب جهنم بترساني» (سوره 2، آيه 119)
مبشر ظاهراً اشاره است به « وَ اِذ قالَ عيسَي بنِ مَريَمَ يا بَني اِسرائيلَ اِنّي رَسُول اللهُ الَيكُم مُصَدِقَاً لَما بَينَ يَدَي مِنَ التوريةِ وَ مُبَشِرَاً بِرَسولِ يَأتِي مِن بَعدي اِسمُه اَحمَد...» . (سوره  62 ، آيه 6)
« و باز ياد آر هنگامي كه عيسي بن مريم به بني اسرائيل گفت من همانا رسول خدا را به سوي شما هستم و به حقانيت كتاب تورات كه مقابل من است تصديق مي‌كنم و نيز شما را مژده مي‌دهم كه بعد از من رسول بزرگواري كه نامش احمد است».
اگرچه به طور کلی از آنجا که نظامی انسانی دین­دار، پارسا، معتقد وآشنا با قرآن بوده ، در آثارش اشاره به آیات قرآنی بسیار دیده می­شود. در دیگر منظومه­های نظامی استفاده از آیات بیشتر در آغاز منظومه و در بخش تحمیدیه و سبب سرودن اثر دیده می­شود. البته از آنجا که خسرو و شیرین ، لیلی ­و مجنون و هفت پیکر آثاری غنایی هستند ، هم چنین ماجرای خسرو و شیرین ، هفت پیکر و اسکندرنامه به ایران پیش از اسلام باز می­گردد، پس طبیعی است که اشارات دینی و مذهبی در آنها کمتر از مخزن­الاسرار باشد. برای نمونه از هر کدام آیه­ای ذکر می­شود :
خسرو و شیرین :
ببين اي هـفت ساله قره الـعين       مقام خويش را در قاب قوسين   (ب5923 ، ص260)
قاب قوسين: مقدار دو كمان، مأخوذ از آية: فَكانَ قابَ قَوسَينَ اَو اَدني(سوره 53، آيه9)
لیلی و مجنون :
اي خطبۀ   تو تبارک   الله             فيض تو هميشه بارک الله      ( ب 5 ، ص 24)
تبارک الله : اشاره به «ثُمَ اَنشاناهُ خَلقاً آخَرتباَرکَ اللهُ احَسن ُالخالقين.      (سوره23 ، آيه 15 )
« پس ازآن خلقتي ديگرانشا نموديم آفرين بر قدرت کامل بهترين آفريننده».
هفت پیکر:
هست بود همه درست به تو             بازگشت همه به تست ، به تو ( ب 12 ، ص 2 )
انّا لله واِنا اِلَيهِ راجِعون . ( سوره 2 ، آيه 156 )
« ما به فرمان خدا آمديم و به سوي او باز مي گرديم ».
شرف نامه :
پس آنگه قلم بر عطارد شکست       که امّي قلم را نگيرد به دست (ب 199 ، ص 29 )
الذّين يتبَعّونَ الرَّسولَ النّبي الاُمّي . ( سوره 7 ، آيه 156 )
« آنان که پيروي مي کنند آن رسولي را که نبي امي است »
ودر همين سوره مي فرمايد: فامِنوا بِالله ورسُولِه النَّبي الاُمّي. ( سوره 7 ، آيه 158 )
« پس بگرويد به خدا و رسولش آن پيغمبر امي » . 
اقبال نامه :
بسا چيز کو در دل آرد هراس            سرانجام از آن کرد بايد سپاس    (ب 185 ، ص15 )
وعَسي اَن تَکَرهوا شيأًًً وهو خيرٌ لکم وعسي ان تُحِبوا شيأ وهو شَرٌ لَکُم والله يعلَمُ و اَنتُم لا تَعلَمون .(سوره 2 ، آيه 214 )
« چه بسيار شود که چيزي را شما ناگوار شماريد ولي به حقيقت خير و صلاح شما در آن بوده »
 
احادیث
علاقه وارادت خاص نظامی به پیامبر اکرم(ص) را در تمام آثار نظامی خصوصاً مخزن­الاسرار می­توان دید. نعتها و ستایش­های نظامی دربارۀ حضرت رسول بیانگر همبن ارادت وعلاقۀ خاص اوست .نظامی پیامبر (ص) را نمادی از انسان برتر و یک راهنما و رهبر آرمانی معرفی می­کند. و اعتقاد دارد باید همگان با پیروی از سیرۀ پیامبر اکرم (ص) برای اصلاح جامعه­ای که فساد و تباهی آن را فرا گرفته ، تلاش کنند. از این رو علاوه بر ذکر سیرۀ آن حضرت ، استفاده از احادیث نیز در آثار نظامی خصوصاً مخزن­الاسرار قابل توجه است. البته عرفانی بودن مخزن­الاسرار نیز در توجه بیشتر به احادیث تأثیر مستقیم داشته است.
گنج تو را فقر تو ويرانه بس           شمع تو را ظل تو پروانه بس (ب 266 ، ص 199)
اشاره به فرمايش پيامبر اكرم (ص): اَلفَقرُ فَخري وَ بِه اِفتَخر.
« فقر فخر من است و بدان مي‌نازم»
چون نظر از بينش توفيق ساخت      عارف خود گشت و خدا را شناخت   (ب1607،ص374)
اشاره است به حديث « مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرفَ رَبهُ. هرکس خود را شناخت خدا را شناخت » .
هم چنان که گفته شد خسرو و شیرین و لیلی و مجنون و هفت پیکر اثری غنایی هستند و  خسرو و شیرین و هفت­پیکر و اسکندر­نامه آثاری متعلق به پیش از اسلام است، از این رو اشاره به احادیث نباید در آنها قابل توجه باشد. با این حال نعت حضرت رسول (ص) در ابتدای این کتاب­ها دیده می­شود که بر خاسته از سنتی رایج و پسندیده در ادب فارسی و توجه نظامی به پیامبر اکرم (ص) است. نمونه­ای از هر کدام ذکر می­شود.
خسرو و شیرین :
سوي­ چين ­شد بر ابرو و چين ­سرشته       اذا جاء القضا بر سر نوشته(ب 2305، ص101)
اذا جـاء القضـا ضـاق الفضـاه « وقتي كه قضا آمد فضا تنگ مي‌شود ».
لیلی و مجنون :
عيب ار چه برون پوست بهتر              آيينۀ دوست دوست بهتر (ب 13 ، ص 106 )
اشاره به حديث پيامبر(ص) : المومن مرآة المومِن . « مومن آيينۀ مومن است » .
هفت پیکر:
 
مغزمن خفته شد،درين چه شکيست؟      خفته و مرده،بلکه هردويکيست(ب 4 ، ص 178)
النَومُ اَخُ المَوتِ .
شرف نامه :
نه آن مي که آمد به مذهب حرام        ميي کاصل مذهب بدو شد تمام(ب 781 ، ص48 )
حديث نبوي : الخمر امّ الخبا ئث.             
اقبال نامه :
در اينجا کني کشت وکار نوي           در آنجا بر کشته را بدروي      (ب 1396 ،ص54 )
الدّنيا مزرعة الآخرة.
 
      پیامبران
نظامی به زندگی و داستان­های رایج اکثر پیامبران سامی و اولوالعزم که در قرآن و قصص ومتون دینی ذکر شده است در آثارش اشاره می­کند ؛مانند حضرت آدم ، حضرت سلیمان ، رسول اکرم و ... . در مخزن­الاسرار از اصطلاحات مربوط به مسیحیت و حضرت عیسی به علت هم مرز بودن با مسیحیان استفادۀ زیادی کرده است. و این بیانگر آشنایی نظامی با تاریخ زندگی پیامبران به خصوص حضرت عیسی می­باشد. از سوی دیگر اشاره به اصطلاحات مربوط به مسیحیت از ویژگی­های شعر سبک آذربایجانی است که نظامی از پیروان برجستۀ آن است.  اشاره به قصص قرآنی و زندگی پیامبران در خمسه خصوصاً در مخزن­الاسرار قابل توجه است.  
چون ز كمان تير شكر زخمه ريخت      زهر ز بزغالة خوانش گريخت(ب 161، ص 179)
زهر ز بزغالة خوانش گريخت: اشاره است به اين واقعه : « زني نامش زينب بنت العارث، امرأه سلام بن مشكم، بزغاله اي را بريان كرد پرسيد كه محمد از گوسپند كدام عضو دوستر دارد، گفتند دست وي. آن بزغاله را همه به زهر بيالود و دست را به زهر بياگند آنگه در پيش رسول آمد به ميزواني گفت يا رسول الله، دانم تو و يارگان تو همه چگونه مانده و گرسنه ببوده‌اند، طعامي ساخته‌ام نام تو و خاصگان تو، رسول اجابت كرد به خانة وي شد با گروهي از خاصگان خود ( در خيبر). زينب آن بزغاله را پيش رسول صلي الله عليه آورد، رسول خدا دست فا كرد لقمه‌اي از آن باز در دهان نهاد، همه زهر بود بزغاله بريان به زبان فصيح با رسول الله عليه به سخن آمد و گفت: «يا رسول الله لا تأكني فاني مسموه» رسول همي آن لقمه كه در دهان نهاده بود فرو برد زهر در تن عزيز وي بپراكند، خداي تعالي نظري به رحمت به وي كرد آن زهر را در تن وي عرق گردانيد از وي بيرون تراويد به سهولت بگذشت ». ( زنجاني، 1384: 179 به نقل از ترجمه و قصص قرآن ، ص 1079 )
خطبة دولت به فصيحي رسد              عطسة آدم به مسيحي رسد (ب 1893،ص 404)
عطسة آدم به مسيحي رسد: در شرح بلخي آمده است « چون روح در قالب مطهر آدم عليه السلام درآمد و برخاست و بنشست و عطسه زد و حمد گفت فرمان شد، جبرئيل عليه السلام را تا آن عطسه بكف دست گرفت و نگاه داشت تا در نوبت زكريا پيغمبر زكريا پيغمبر عليه السلام پس آن عطسه را در آستين مريم دميد و مريم آبستن شد و عيسي را زاد». (زنجاني ، 1348 : 404)
اگرجه خسرو و شیرین و لیلی و مجنون اثری عاشقانه هستند ، اما اشاره به نام وزندگی پیامبران را در آنها می­توان دید. در خسرو و شیرین به نام حضرت عیسی و حضرت مریم بیشتر اشاره شده به خاطر ارمنی بودن شیرین و مسیحی بودن مریم همسر خسرو پرویز.
از آن جا که کتاب هفت پیکر اثری غنایی و آمیخته با افسانه است قصص و ماجراهای پیامبران در آن به صورت محدود دیده می­شود. در شرف­نامه و اقبال­نامه نیز که اسکندر نامه را تشکیل می­دهند ، استفاده از داستان­های پیامبران جلب توجه می­کند. مانند مثال­های زیر:
خسرو و شیرین :
چو مريم روزة مريم نگهداشت      دهان دربست ازآن شكركه شدداشت (ب3565،ص156)
هنگامي كه مريم عيسي را به دنيا آورد جبرئيل نازل شد و گفت كه ميان قومت برو و روزة سكوت بگير و مريم تصميم گرفت كه در مقابل طعنه‌ها و تهمت‌هاي مردم سكوت كند و اين خاموشي او به صوم سكوت (روزة مريم) مشهور است. (شميسا. 541.1378)
چومريم دست­كرد ازجشن كوتاه          جهان­چون­جشن­مريم­گشت برشاه(ب3647،ص160)
«جشن مريم عيدي است كه نصاري معمول مي­دارند به نام روزي كه مريم را خرما از درخت حاصل آمد». ( دستگردی. 1381، 272 )
لیلی و مجنون :
هم پرچم چرخ را گسستی               هم طاسک ماه را شکستی     ( ب 27 ، ص 34 )
هم طاسک ماه را شکستی : واقعۀ شق القمر از معجزات پیامبر است ، ماه که گوهر شب چراغ بحر اخضر افلاک است با اشارت سنان مبارکش منشق شده و دو نیمه به نظر در آمد.    ( شمیسا ، 1378 :523 )
هفت پیکر :
نور شمع از نقاب زردي يافت               گاو موسي بها به زرد يافت (ب 4 ، ص 197 )
گاو موسي بها به زردي يافت : به نقل از تفسير طبري (ترجمۀ آيۀ 63 از سوره بقره )- ج1-83 و84 . در بني اسرائيل مرد ي ثروتمند بودکه فرزند نداشت .او دو بادر زادۀ فقير داشت که هر گاه از او کمکي مي خواستند اجابت نمي کرد. شبي برادرزادگان او را کشتند وخودشان شروع به گريه وزاري کردند که عّم ما را کشتند . بر سر يافتن قاتل ماجراها رفت تا اين که موسي چاره را به در گاه خدا استغاثه کرد « حق تعالي موسي را گفت که بگو گاوي (گاو موسي ) را بکشند. وپاره­اي از آن گاو را برمرده زنند تا مرده زنده گردد. و بگويد که او را کشته است .موسي ايشان را گفت که حق تعالي چنين مي­فرمايد .ايشان گفتند که يا موسي تو ما را مي­افسوس کني ! موسي گفت مبادا آن روز که من از افسوس کنان باشم ». پس قوم از موسي مشخصات گاو را گرفتند . پيرزني چنان گاوي داشت . ودر مقابل اين شرط که پس از کشتن اين گاو ، پوست آن را پراز دينار کنند و به او بدهند، گاو خود را فروخت .« وچون گاو کشته بودند پاره­اي از آن دمچه او را  برداشتند و بر آن کشته زدند وآن کشته به قدرت حق تعالي زنده شد و بنشست واز وي پرسيد که ترا کي بکشت ؟ گفت که برادر زادگان من مرا کشتند. پس موسي بفرمود تا آن برادر زادگان او را بياوردند و بکشتند وخلق از آن بلا باز رستند». ( شميسا . 1378 ، 565 )
درگمان آمدش که اين چه فن است؟        اصل طوفان تنور پيرزن است (ب 6 ،ص194 )
اشاره به طوفان نوح است واين که از کجا شروع شد. زن نوح جزو کفار بود و به نوح اعتقادي نداشت . اسم اين زن « واهله » بود. طوفان نوح از تنور پيرزن يعني تنور زن نوح که پيرزني بود اهل کوفه ، شروع شد. (شميسا . 1378 ،585 ).                
شرف­نامه :
لب از باد عیسی پر از نوش تر          تن از آب حیوان سیه پوش تر ( ب 156 ، ص 28 )
باد عیسی : نفس عیسی (ع) که شفا بخش بیماریها بوده است.
آب ظلمات : آب حیات که خضر و اسکندر و الیاس برای یافتن آن به ظلمات رفتند خضر و الیاس به چشمه آب حیات رسیدند و عمر جاودانه یافتند.    
اقبال­نامه :
زداود اگردور درعي گذاشت              محمد زدراعه صد درع داشت    (ب 74 ، ص 11 )
داوود پادشاه اسرائيل (حدود 1010 ـ 970 ق م) وي جانشين شاعول شد وبر فلسطينيان غلبه کرد وبيت المقدس را تأسيس نمود ، او شاعر وپيغمبر بود واز خود «مزامير»ي به جا گذاشته که مشحون از الهامات غنائي است. طبق تورات وي تنها با جالوت غول جنگيد واو را با يک ضربه فلاخن از پاي درآورد .(معين . ج5 ،1383 ، 517 )
وشغل داوود را زره ساز گفته اند.
 
اساطیر و شخصیت­های شاهنامه                                                  
نظامی از کودکی با فردوسی و حماسۀ بزرگ او آشنا بوده است. علاقۀ او به شاهنامه و فردوسی و مطالعۀ مستمر و انس او با شاهنامه موجب شده در خمسه ، اشاره به اساطیر و شخصیت­های شاهنامه بسیار دیده شود. نظامی اساطیر معروفی را که در شاهنامه ذکر شده و داستان­هایی را که از زندگی شخصیت­های اسطوره­ای خوانده و شنیده به تصویر می­کشد و شخصیت­های مورد نظرش را با آن اساطیر مقایسه می­کند. گاه نظامی برای آگاه کردن پادشاه و حاکمان عصر و انتقاد از آنان به شیوۀ فرمانروایی شاهانی چون فریدون ، انوشیروان و جمشید اشاره می­کند. در هفت پیکر می­خوانیم :
تخت جمشید و تاج افریدون            هر دو دایم نماند تا کنون       ( ب 4 ، ص 93 )
جمشید : پسر تهمورث چهارمین شاه پیشدادی است . هفتصد سال شاهی کرد اختراعات و ابداعات زیادی کرد از جمله برای خود تختی گوهر نشان ساخت که مانند تخت سلیمان در هوا حرکت می­کرد. سرانجام دعوی خدایی کرد فره از او گریخت و به دست ضحاک با اره به دو نیم شد. ( شمیسا ، 1378 :212)
فریدون : پس از جمشید بزرگ ترین پادشاه داستانی ایران در حماسه ملی فریدون است. وی از نژاد جمشید ، پسر آبتین و فرانک بود. علیه ضحاک قیام کرد و به پادشاهی رسید.
 گاه نیز به برخی حاکمان عصر که از نظر نظامی چهرۀ موجه و قابل قبولی دارند، به بزرگانی چون کی­خسرو و کی­قباد تشبیه می­شوند. مانند این بیت از خسرو و شیرین :
شفیعی چون من و چون او غلامی     چو تو کی­خسروی کمتر ز جامی( ب243 ، ص 11 )
کی خسرو : از شاهان کیانی و پسر سیاووش و فرنگیس دختر افراسیاب است. وی بسیار نیک سیرت و عادل بود. جام جم از جمشید به دارا و از دارا به کی خسرو رسید . وی سرانجام به درون غاری رفت و ناپدید شد.( شمیسا ، 1378 : 475 )
هم چنین در لیلی و مجنون با این که فرهنگ اعراب بادیه­نشین را به تصویر می­کشد با این وجود اشاراتی به اساطیرایرانی در این کتاب دارد.
شـروان شـه کیـقباد پیـکر              خـاقـان کبیـر ابـوالمـظَّـفر    ( ب 3 ، ص 299 )
کیقباد : یا قباد پدر کاووس نخستین پادشاه کیانی است . بعد از درگذشت گرشاسب آخرین پادشاه پیشدادی ، رستم به دنبال او رفت و او را در کوه البرز یافت . و با خود به ایران آورد و شاه ایران شد و افراسیاب را شکست داد. ( شمیسا ، 1378 : 477 ) 
به طور کلی باید گفت نظامی نگاهی مثبت به ایران باستان دارد و غالباً از اساطیر و شخصیت های آن به نیکی یاد می­کند.
مخزن­الاسرار:
سام كه سيمرغ پسرگير داشت           بود جوان گرچه پسر پير داشت(ب 1018، ص307)
سام: نام خانواده‌اي ايراني. جهان پهلوان ايراني نوادة گرشاسپ جهان پهلوان پدر زال و جد رستم جهان پهلوان (معين. ج5 ،1383، 714)
درحماسة ملي ما حيات زال پدر رستم به وجود سيمرغ رابطه بسيار دارد و سيمرغ مرغ داستاني شاهنامه مرغي فراخ بال است چنان كه در پرواز خود پهناي كوه را فرو مي‌گيرد و لانة او بر درختي در درياي ووروكش قرار دارد و اين درختي درمان بخش است و تخم همة گياه­ها در آن نهاده شده است. ووروكش را مي‌توان همان درياي مازندران دانست. سيمرغ در شاهنامه و اوستا و ادبيات پهلوي موجودي خارق العاده و عجيب است و در شاهنامه او را همواره چون يكي از عاقلترين افراد آدمي صاحب فكر و تدبير مي‌يابيم زال زر بنابر روايتي ملي در كنار چنين مرغي تربيت تافت. (صفا.1374، 544)
شرف­نامه:
سلاح سخن بست وترکش گشاد        ز جعبه کمان تير آرش گشاد (ب 2699 ،ص109)
زجعبه کمان تير آرش گشاد : آرش پهلواني کماندار بود از لشکر منوچهر پيشدادي. در آخر دوره حکمراني منوچهر قرار بر آن شد که دلاوري ايراني تيري رها کند و هر جا که تير فرود بيايد مرز ايران وتوران آن جا باشد. آرش پهلوان ايراني از قلۀ دماوند به قولي از آمل تير انداخت که از بامداد تا نيمروز برفت وبه کنار جيحون وبه قولي به مرو فرود آمد و آنجا مرز شناخته شد. (زنجاني .1380 ، 377 )
اقبال­نامه :
برآمد يکي صدمه از نفخ صور          که ماهي شد از گوهۀ گاو دور (ب 311 ، ص 19)
ماهي شد از گوهۀ گاودور : ميان گاو وماهي دوري افتاد. بعضي چنان گمان مي کردند که زمين بر گاو وگاو بر ماهي ايستاده است به نظر نگارندۀ اين مطلب سمبوليک بوده وگوينده مي خواسته اهمّيت کشاورزي وصيد دريا را نشان بدهد که زندگي مردمان بستگي به اين ها داشته است.(زنجاني . 1381 ، 163 )
 
ماجراها و شخصیت­های تاریخی
نظامی در خمسه از شخصیت­ها و ماجراهای تاریخی به عنوان نمونه­ای برای عبرت و تعلیم خوانندگان بسیار استفاده می­کند. و از کتب تاریخی بسیاری از جمله منابع یهودی ، نصرانی ، پهلوی و ... کمک گرفته است این اشارات شخصیت­ها و ماجراهای تاریخی یهود، ایران باستان ، یونانی و ... را در بر می­گیرد که به صورت زیبا و ماهرانه به تصویر کشیده است.
در میان تلمیحات تاریخی در خمسه نام کسانی چون نمرود ، شداد ، محمودغزنوی ، قارون ، اسکندر و مانی جلب توجه می­کند.
مخزن­الاسرار:
یافـته در نغـمه داود سـاز          قصـۀ محمود و حدیث ایاز     ( ب 773 ، ص 280 )
محمود : ابوالقاسم ملقب به یمین الدوله ، فرزند ارشد سبکتگین ، سومین و مقتدرترین شاه سلسلۀ غزنوی است. پس از لشکر کشی­های بسیار به شهرهای ایران و هند به مرض سل مبتلا شد و از دنیا رفت . مدت سلطنتش 33 سال و مدت زندگیش 51 سال بود. ( معین ، ج6 ، 1383 : 1926 )
ایاز : ابوالنجم ایاز اویماق غلام ترک و از امرای محبوب سلطان محمود غزنوی بود . وی در فراست و هوش و جنگجویی و جمال نیکو مثل است. ( همان ، ج5 : 204 )
رابطه محمود واياز به عنوان الگو وسرمشقي کم نظير براي رفتار شايسته يک بنده در برابر شاه ارائه مي شود عشق محمود به ايازوآداب وسلوک مطلوب اياز در برابرشاه خيلي زود قدرت تخيل مردم را برانگيخت وحکايات متعدد ايجاد کرد . اخلاص وسر سپردگي اياز نسبت به شاه همواره او را از ديگر در باريان متمايز مي کرد . حکايات مربوط به محمود واياز تا حدزيادي آفريدۀ تخيلات مردم يا واعظان محلي است عطار نيشابوري روابط عاشقانه اين دو را درحکايات متعددي به عنوان تمثيل پاکترين عشق عرفاني به کار برده است . (ر.ک.ريتر ، 1379 ،160 )   
درخسرو و شیرین به گونه­ای تاریخ گذشته ایران را همراه با داستانی عاشقانه بیان می­کند که حقایق را با افسانه درهم می­آمیزد و از این شخصیت­ها و ماجراهای درهم آمیخته با افسانه اشارات زیبایی به وجود می­آورد.
اگر جـاي تو را بگرفت بدخواه              مقـنّع نـيز داند ساختن مــاه (ب5678، ص249)
 هشام يا هاشم بن حكيم معروف به مقنّع از دهكده‌اي موسوم به كاوه كيمردان از قراء مرو پيدا شد كه خود را جانشين ابومسلم مي‌دانست گويند چهر‌ه‌اي زشت داشت به همين خاطر نقابي بر چهره مي‌افكند به همين سبب او را مقنّع لقب دادند و گويند يك چشم او نابينا بود وي در زمان خلافت المهدي در خراسان قيام كرد. ولي سرانجام در سال 169 هـ.ق از سپاه خليفه شكست خورد و خود و خانواده‌اش را در آتش انداخت تا دست دشمن نيفتند پيروان مقنّع چون لباس سفيد مي‌پوشيدند در خراسان به سپيد جامكان در ميان عرب به «مبيضه» مشهور شدند. مقنّع در شهر نخشب ماهي از چاه بيرون مي‌آورد كه مدتي در افق مي‌ماند. (معين. ج6، 1383، 2009-2008)
مقنع اين ماه را از سيماب ساخته بود و آن را هر شب از چاهي كه در بالاي كوه سيام در قلعه نخشب بود به آسمان مي‌برد و گويند نور آن به چهار فرسخ مي‌رسيد. و جهان را روشن مي‌كرد و پرتوش به همه جا مي‌رسيد و دوباره به جايگاه خود برمي‌گشت اين ماه تا دو ماه هر شب از چاه سيام برمي‌آمد. (شميسا.548.1378)
 لیلی و مجنون :
يا رب تو مرا   کاويس نامم              در عشق   محمّدي     تمامم      (ب 83 ، ص 53 )
اويس قرني ازمردم يمن است واز تابعيني که پيامبر را نديدولي به او ايمان آورد .گويند چون به خدمت مادر مشغول بوده است نتوانست به خدمت پيامبر حاضر شودبه خدمت عمر آمد ودرجنگ صفّين همراه حضرت علي بود. ظاهراً در همين جنگ کشته شد. پيامبر فرمودند که من از جانب يمن بوي خدارا مي شنوم.وگفته اند که سلمان از پيامبر پرسيد که اشاره شما به کيست وپيامبر فرمود : اويس قرني .( شميسا . 1383 ، 144 ). 
هفت پیکر :
کز لطافت چو کلک و تيشه گشاد        جان ز ماني ستد، دل از فرهاد (ب 15، ص141 )
ماني : بنيانگذار آيين مانوي . وي پسر پاتک بود و در ايام جواني به آموختن علوم وحکمت و غور و مطالعه دراديان زرتشتي و عيسوي و ساير دينهاي زمان خويش پرداخت. در24 سالگي ادعاي پيامبري کرد و آيين خود را آشکار کرد. به وسيلۀ فيروز برادر شاپور، که دين وي را پذيرفته بود به شاپور معرفي شد و يکي از کتاب هاي خود به نام شاپورگان به او تقديم داشت شاپور اول نخست با ماني به مهرباني رفتار کرد ولي بعد طرف بي­ميلي شاه قرار گرفت. و از ايران تبعيد شد ، پس از مرگ شاپور به ايران برگشت. هرمز جانشين شاپور او را گرامي داشت و به او اجازه داد آيين خود را تبليغ کند در اندک مدتي پيروان زيادي به دست آورد. پس از هرمز بهرام اول او را دستگير کرد و مقتول ساخت . ماني کتب بسيار نوشت از جمله «شاپورگان » که به زبان پهلوي بود. وي براي اين که آيين خود را به مردم بي­سواد بياموزد ، آنها را با تصاوير زيبا در کتاب هاي خود جلوه­گر مي­ساخت به همين سبب او را ماني نقاش هم گفته­اند از کتابهاي ديگر او ارژنگ يا ارتنگ بوده است . مذهب ماني آميزشي از دين ـ هاي زردشتي ، عيسوي ، بودايي و يوناني است . (معين ،ج 6 ، 1383 :1889 )
شرف­نامه :
فروزنده   آييـنۀ     گـوهري              نمو دار تاريخ    اسکندري   (ب 647 ، ص44 )
آيينه اسکندر : مخلوطي از افسانه وحقيقت است.مراد از آئينه سکندر آئينه اسکندريه است يعني آئينه اي که گوينددر فانوس دريايي معروف واقع در شبه جزيره فاروس در اسکندريه درست شده بود وکشتي ها را از صد ميلي نشان ميداد واز عجايب هفت گانه عالم به حساب مي آمده.طبق افسانه آن مناره را اسکندر به دستياري ارسطو بنا کرده است و فرنگان از غفلت پاسبان استفاده کردند آئينه را در آب انداختند واسکندريه را بر هم زدند وارسطو به فسون واعداد آن رااز قعر دريا بيرون آورد . در اصل اين مناره را بطلميوس سوتر ساخته يا تکميل کرده است. اما از آنجا که بناي ومنارۀ اسکندريه را به اسکندر نسبت مي دهند لذا آن آئينه واقعي يا افسانه را هم به اسکندر نسبت داده مي­شود. ( خرمشاهي . ج1 ، 1380 ، 134 )
اقبال نامه :
چو لختی در آن دشت پیمود راه       به بـاغ ارم یـافـت آرامـگاه ( ب 2279 ، ص 83 )
ارم : بهشت ساختگي شداد بن عاد است. وي پادشاهي جابر بود که ادعاي خدايي کرد . داوود او را به خداي يگانه فرا خواند و به او وعده بهشت داد. شداد در مقابل بهشت باغ و قصري ساخت که به بهشت شداد معروف است و آنچه که تصور مي­شد در بهشت وجود دارد در آنجا جمع کرد اما هنگامي که خواست وارد آن باغ شود ، در گذشت .( شميسا ، 1378 :361 )
که شاهاتوفريادرس باش زود           که از ما برآورده يأجوج دود(ب 2908 ، ص 104 )
يأ جوج و مأجوج نام دو قوم است که در تورات وقرآن کريم ومکاشفات يوحنا ذکر شده است. در قرآن کريم به نام مردمي مفسد خوانده شده اندکه ذوالقرنين براي جلوگيري از هجوم آنان به اقوام مجاور سدي بست وظاهراً اين دو کلمه نام دو قبيله از قبايل ساکن منچوري (چين شمالي) بوده اند. بوميان منچوري از قبايل مانچو (يأجوج) و توانگو و يوچانک (مأجوج) مرکب بوده. نفوس يأ جوج در يورت خودشان بالغ بر هفتصد هزار تن بودند و مکرر اين نفوس کم، چين را اشغال و سلسله سلاطين چين را از طرف خود عزل و نسب   مي­کردند. مردم متفرق مغولستان با وحشي­هاي بومي مغرب چين که تيرۀ مستقيم يوچانگ  (يأجوج ها ) بودند و به نام وحشيان آسمان نيز ناميده مي­شوند، از شمال و مغرب تا حدود چين را مورد تجاوز و ويراني قرار مي­دادند تا سد معروف به ديوار چين ساخته شد. ( زنجاني .1380 ، 294)
 
ماجراها و شخصیت­های داستانی
اشاره به ماجراها و شخصیت های داستانی در خمسه کمتر از دیگر انواع تلمیح دیده   می­شود .اشاره به شخصیت­ها و ماجراهای داستانی رایج در گذشته و حال به صورتی هنرمندانه در خمسه دیده می­شود. اکثر این داستان­ها در عصر نظامی در میان مردم رایج بوده و برای آنها نامأنوس نبوده است. اشاره به این داستان­ها هر چند محدود بیانگر ذوق و هنر نظامی است.
مخزن­الاسرار:
يـار مساعـد بـلكه ناخـوشـي         دام كشي كرد نه گردون كشي (ب 1998، ص412)
يار مساعد ... : اشاره است به داستان كبوتر مطوقه و يارانش و به دام افتادن آنان كه در كليله و دمنه آمده كه به فرمان كبوتر مطوقه گردن نهادند و هم نيرو شدند و دام را از جاي بركندند و به درموش برند و موش بندها را بريد و آنها را نجات داد. (زنجاني. 1384، 412)
در خسرو و شیرین اشاره به داستان­های رایج در عصر نظامی و داستان­های  بر گرفته از کتبی مانند کلیله و دمنه بیشتر دیده می­شود . کلیله و دمنه از کتب ادبی مورد علاقۀ نظامی بوده است. مانند:
ز خر بر دارم و بر خود نهم بار         خران را خنده مي‌آيد از اين كار (ب2360، ص104)
اشاره به داستاني است. مرد ساده لوحي الاغي با بار مي‌راند الاغ خسته شده و بسيار آهسته حركت مي‌كرد مرد ساده لوح به فكر چاره افتاد تا بار الاغ را كم كند. به اين منظور بار از پشت الاغ برداشت و بر پشت خود بست و با اين پشتواره بر الاغ سوار شد و گفت: حالا كه من بار به دوش گرفته‌ام براي تو زحمتي نيست پس تندتر برو. (زنجاني. 480.1376)
به ار بر عذرآن زاهد کنی پشت      که راسوی امین را بی­گنه کشت(ب 5597 ، ص 245 )
اشاره به داستان « کشتن زاهد راسوی امین را » که در صفحه 264 چاپ مینوی آمده است.
در اسکندر نامه و هفت پیکر و لیلی و مجنون اشاره به ماجراها و شخصیت­های داستانی کمتر دیده می­شود. از این داستان­ها می­توان به کبوتر طوق دار ، وامق و عذرا ، لیلی و مجنون ، خسرو و شیرین و ماجراهای نقاشان روم و چین اشاره کرد.
از لیلی و مجنون :
چو وامق از آرزوی عذرا            گه کوه گرفت و گاه صحرا       ( ب 4 ، ص 92 )
وامق و عذرا نام دو دلداده به همین نام بود . عذرا نام معشوقۀ وامق است که کنیزکی بود در زمان اسکندر ، عنصری این داستان را به شعر آورده است. ( زنجانی ، 1385 : 469 )
هفت پیکر :
جوی شیرین که قصر شیرین داشت   سر بدان حوضهای شیرین داشت ( ب 2 ، ص 301 )
اشاره به جوی شیر است که فرهاد به دستور شیرین برای رساندن شیر به قصر شیرین از سنگ تراشیده بود برای این که شیرین و اطرافیانش راحت تر به آن دسترسی پیدا کنند.  
شرف­نامه :
چنان بستم ابريشم ساز او              که از زهره خوشتر شد آواز او ( ب 6848 ،ص241 )
زهره : « رب النوع طرب است »(فرهنگ نوادر لغات...تأليف فروزانفر) . در فرهنگ اصطلاحات نجومي آمده است : « زهره از سياره هاي منظومۀ شمسي است. مدارآن بين عطارد وزمين است...از اين اختر در زبان فارسي به نام هاي ناهيد و بيدخت ياد شده است...آناهيتا شکل ديگر ناهيد وآناهيد فارسي وپهلوي به معني پاک وبي­عيب از فرشتگان نگهبان آب بوده است ...زهره در اساطير يوناني آفروديت ونزد روميان ونوس الهۀ عشق بوده اما پاکي ومعصوميت ناهيد ايراني را نداشته است. ..منجمان احکامي اين ستاره را « کوکب زنان وامردان و مخنثان واهل زينت وتجمل ولهو وشادي وطرب وعشق وظرافت وسخريه وسوگند دروغ نام داده است...با توجه به همين نسبتهاست که شاعران پارسي زهره را ارغنون زن گردون ، رودگرفلک ، وعروس ارغنون زن وچنگي مزمر ساز و بربط نواز وزن بربط زن و زهرۀ خنياگرو...لقب داده­اند » .(خرمشاهي . ج1 ،1380 ،124 )
اقبال­نامه :
نخواندي که آن صيقل چين نگار           چگونه ستد روميان را حصار(ب 181 ، ص 15 )
اين بيت اشاره به داستاني دارد که نظامي در شرفنامه آورده است که: صنعتگران روم وچين هر کدام از خود تعريف کردند و به صنعت خود مي­باليدند پادشاه وقت سالني را در اختيار اين دو گروه قرار دادتا هر گروه در يک طرف سالن کار کنند وهنر خود را نشان بدهند و براي اينکه کار همديگر را نبينند پرده­اي در ميان سالن انداختند.ودو قسمت را از هم جدا نگه داشتند.روميان به نقاشي پرداختند ونقاشي­هاي بسيار جالب با آب ورنگ بر ديوارها کشيدند. و چينيان به صيقل دادن ديوارها پرداختند و ديوارها را تبديل به آيينه کردند روزي که پادشاه براي ديدن کار هر دو گروه آمد پرده­ها را از ميان برداشتند نقاشي­هاي روميان در آيينه­هاي چينيان منعکس شد وتشخيص يکي از ديگري مشکل شد. و نتيجه گرفتند که انسان با تزکيه نفس مي­تواند دل خود را آيينه خدا نمايد. (زنجاني .1381 ، 150 )
 
نتیجه
از مجموع بررسی­ها پیرامون تلمیحات در خمسۀ نظامی چنین استنباط می­شود که آیات و احادیث پیامبر (ص) و قصص قرآنی و داستان­های پیامبران جایگاهی خاص در آثار نظامی خصوصاً در مخزن­الاسرار دارند و این ناشی از دین­داری و اعتقادات مذهبی نظامی است.    علاقۀ خاص نظامی به حضرت رسول (ص) موجب شده اشاره به نام وزندگی آن حضرت در آثار نظامی بسیار دیده شود. هم چنین از آن جا که یکی از ویژگی­های سبک آذربایجانی ـ به دلیل نزدیکی به ارمنستان ـ استفادۀ فراوان از اصطلاحات مسیحیت است ، در آثار نظامی نیز خصوصاً در مخزن­الاسرار اشاره به نام و زندگی حضرت عیسی (ع) بسیار دیده می­شود.
از میان پیامبران دیگر ، در خمسه نام حضرت سلیمان ، حضرت آدم ، حضرت خضر، حضرت ابراهیم و... نیز دیده می­شود. نظامی از کودکی با فردوسی و حماسۀ بزرگ او آشنا بوده است. علاقۀ او به شاهنامه و فردوسی و مطالعۀ مستمر و انس او با شاهنامه موجب شده
تا در خمسه ، اشاره به اساطیر و شخصیت های شاهنامه بسیار دیده شود. به طور کلی باید گفت نظامی نگاهی مثبت به ایران باستان دارد و غالباً از اساطیر و شخصیت های آن به نیکی یاد می­کند.
 هم چنین در خمسه بهره گرفتن ازشخصیت­ها و ماجراهای تاریخی نیز جلب توجه می­کند . اشاره به این حوادث در مخزن­الاسرار و اسکندرنامه بیشتر دیده می­شود . نظامی در خمسه به خصوص ، شرف­نامه از کتب تاریخی بسیاری از جمله منابع یهودی ، نصرانی ، پهلوی و ... کمک گرفته است که با توجه به موضوع کتاب که از زندگی اسکندر یونانی است، طبیعی است .
هر چند اشاره به ماجراها و شخصیت­های داستانی در خمسه کمتر از دیگر انواع تلمیح دیده می­شود اما این اشارات هرچند محدود که ذوق هنری شاعر را به نمایش می­گذارد. وخالی از لطف نیست .
 
 
 منابع
 1- قرآن مجید ، مهدی الهی قمشه­ای.  
2 ـ خرمشاهی ، بهاءالدین ، 1380 ، حافظ­نامه ، تهران ، علمی­فرهنگی .
3- ریتر، هملوت ، 1379 ، دریای جان ، مهرآفاق بایوردی ، تهران ، الهدی
4 ـ زرین­کوب ، عبدالحسین ، 1380 ، پیرگنجه­درجستجوی­ناکجاآباد ، تهران ، سخن .
5 ـ   شمیسا ، سیروس ، 1378 ، فرهنگ­تلمیحات ، تهران ، فردوس .
6 ـ ــــــــــــ ، 1379 ، سبک­شناسی ، تهران ، فردوس .
7 ـ صفا ، ذبیح­الله ، 1377 ، تاریخ­ادبیات­ایران ، تهران ، ققنوس .
8- ــــــــــ ، 1374 ، حماسه­سرایی­درایران ، تهران ، فردوس .
9 ـ معین ، محمد ، 1383 ، فرهنگ­فارسی ، تهران ، امیرکبیر .
10ـ مینوی­تهرانی ، مجتبی ، 1379 ، کلیله­ودمنه ، تهران ، سپه
11- نظامی گنجه­ای ، الیاس بن یوسف ، 1381 ، اقبال نامه ، تصحیح و شرح برات زنجانی، دانشگاه تهران.
12 - ــــــــــــــــ ، 1376 ، خسرووشیرین ،ــــــــــــــــ .
13 - ـــــــــــــــ ، 1380 ، شرفنامه ،ـــــــــــــــــــــــ .
14ـ   نظامی گنجه­ای ، الیاس بن یوسف ، 1387 ، لیلی­ومجنون ، تصحیح و شرح بهروز
ثروتیان ، تهران ، امیرکبیر.
15- ـــــــــــــــ ، 1385 ، لیلی­ومجنون ، تصحیح و شرح برات زنجانی ، دانشگاه تهران .
16 - ــــــــــــــ ، 1384 ، مخزن­الاسرار ،ــــــــــــــــــــ .
17- ـــــــــــــ ، 1387 ، هفت­پیکر ، تصحیح و شرح سعید حمیدیان ، تهران ، قطره .
18- ــــــــــــــ ، 1381 ، کلیات خمسه ، تصحیح و شرح وحید دستگردی ، تهران ، نگاه.
 
 
 
Abstract:
 
The poet of lyrical poetry and the creator of the supurb opus of lyric in the Persian literature. Nizami is afollower of Azarbaitan style the style in which regard to ehoquence ,particularly figures of fancy and simme of the literary arrays such as allusion , equipoise and pun have special stand                               .                                                           
Scrutinizing in Nizami 's quintet (khamse), you can find deep influence of the Haly Quran , verses , hudith (s) and historical and religious events and litrary works such as Epics of kings ( firosi's shahnameh ) on his oeuvre                                .                                                        
In this research , all the allusions in Nizami's oeuvre is separately reviewed , To have proper . time to compare each of this works with the others regarding to impressiveness of the Holy Quran , hadith , ancient my ths , Epics of the kings ( shahnam) and the chain of historical evens.
Key word : Nizami's quintet ( khamse ) , Nizami Ganjavi, allusion                                          
                             
 
 
 
 
©2014 HozehHonari. All Rights Reserved