Skip Navigation Links
صفحه اصلی
فعاليت‌هاExpand فعاليت‌ها
بانك اطلاعاتي هنرمندانExpand بانك اطلاعاتي هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
پيوندهاExpand پيوندها
درباره ماExpand درباره ما
درباره همدان
    ثبت نام | ورود    

تاریخ انتشار  :  08:12 صبح ۱۳۹۲/۹/۱۱
تعداد بازدید  :  284
Print
   
غزل

سپاس همداني


سپاس همدانی

 

 

ای خوش به حال آنکه تواش یار و همدمی

آنکس که یار توست چه دارد به دل غمی

 

هر شب به افتخار تو دارد به شور و حال

سرمست از وصال تو بزم فراهمی

 

دل غافل از شکنجه ی در آن تنیده دام

افتاد در شکنج سر زلف درهمی

 

امروز را به دیده ی من ای سپیده روی

هر تار تارِ زلف تو ارزد به عالمی

 

روزی وزد به گلشن حسن تو مهرگان

این روی و موی را نخرد کس به درهمی

 

در گوش من که سینه پر از آرزوی توست

حرف حسودِ هرزه نَمی هست در یمی

 

رفتی ز دیده عشق تو در سینه ی من است

دارد دلم به مهر تو پیوند محکمی

 

خوبان حسن را تو در این شهر سروری

پروا مکن به صحنه برافراز پرچمی

 

ای غم! مرو به سینه ی پر درد من بمان

عمری مرا تو یار وفادار و همدمی

 

ماندم به شهر خویش غریبانه بی نشان

نا آشنا به دیده ی خودبین مردمی

 

بی حاصلی فتاده ز پا خسته ای سپاس

در راه عشق غافلی از خویشتن کمی


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال